شورای هماهنگی فعالان سبز راه امید

بسم الله
پدر خوانده ای مهربان که بعد از قائله25 بهمن خود را متولی جنبش سبز می دانست و هر روز با بیانیه ای جدید ابراز وجود می کرد و خود را راهبر و راهنمای مخالفین نظام در لباس جنبش سبز نشان می داد، جنبش سبز را مانند کودکی بی سرپرست یافت و خود را متولی کودک نامید. از آن پس بیانیه های خود را به عنوان رهبر جنبش ارسال می کند.

اولین بیانیه اش را بعد از تظاهرات 25 بهمن و بعد از حبس خانگی دو رهبر جنبش، به رسانه ها ارسال کرد.
حامیان سبز پوش نیز که با حبس خانگی میرحسین و کروبی جنبش را بی متولی دیدند به بیانیه های بی پایه و اساس پدر خوانده دل خوش کردند و به گمان باطل خود روحی تازه-دمیده در کالبد جنبش یافتند.
 "شورای هماهنگی فعالان راه سبز امید" همان پدر خوانده ای است که هیچ وقت اعضای خود را به حامیان اش معرفی نکرد و در واقع کسی نمی داند که این شورا توسط چه کسی و چگونه و با چه اهدافی راه اندازی شده است.

تنها حدس و گمانی که در رابطه با پدرخوانده می توان زد، این است که مطمئنا کسانی آن را هدایت می کنند که امروز در ایران حضور ندارند.
کسانی که در بهترین شرایط رفاهی نشسته اند و مصداق ضرب المثل "بیرون گود نشسته و می گوید لنگش کن" هستند.
آنها کسانی هستند که برای اهداف پلید خود جان جوانان حامی جنبش را به خطر می اندازند و با ارسال بیانیه ها آنها را به راهپیمایی علیه نظام دعوت می کنند.
سکوت موسوی و کروبی بعنوان رهبران اصلی جنبش در رابطه با چگونگی و صلاحیت تشکیل "شورای هماهنگی فعالان راه سبز امید " نکته قابل توجهی است که از اذهان حامیان دور مانده است.
و اما مسئله مهم تر اینکه به راستی چرا فرد مشخصی مانند اردشیر امیر ارجمند و یا افرد دیگری که دایه ی مهربان تر از مادر هستند برای جنبش، رهبری این شورا را به طور رسمی قبول نمی کنند.
به راستی نقش خارج نشینان و پناهندگان سیاسی در راس شورا چیست و چرا به صورت پنهان با هواداران خود ارتباط برقرار می کنند.


تمامی این ها علامت های سوالی است که پاسخ آنها پشت پرده " شورای هماهنگی فعالان راه سبز امید " است و باید منتظر ماند و دید شورایی که امروز خود را راه بر اصلی جنبش می داند چگونه میتواند هدایت کند حامیانش را. که تا به امروز به این مهم دست نیافته است
تظاهرات اول اسفند و چهارشنبه سوری و عید نوروز و هاله سحابی و .... مواردی از شکست های سنگین شورای هماهنگی فعالان راه سبز امید است

"غریب نشین سامرا ستار قلب شیعیان است "

ایام ،ایام شهادت حضرت امام هادی (ع)   است. امامی عزیز و گرانقدر نزد تمامی حق طلبان جهان به خصوص شیعیان،

ولی امامی مظلوم که کمتر سخنی از ایشان نقل می شود کمتر یاد می گردد. گویی مظلومیت  زمان حیات امام در بعد از شهادتشان دو چندان شده است . یادمان نمی رود تخریب حرم شریف امام هادی و فرزند گرامیشان امام حسن عسگری را  این روز ها هم غم کده شیعیان شده است سامرا .

مظلومیت این امام همام تنها به عدم شناخت  نسبت به ایشان محدود نمی شود . متاسفانه از اوایل سال 90 توهین به اهل بیت در فضای مجازی گسترش یافت و در اوج آنها صفحه ای بود در فیس بوک که تمامی پرده های حیا را درید و از هیچ توهینی فروگذاری نکرد .
سخنان اهل بیت در مورد آخر الزمان مدام در گوشه چشمم هشدار می دهد که اهل بیت مظلوم تر از زمان حضورشان در جامعه هستند . وای بر هتاکین وای بر این افراد از خدا بی خبر که تجسم شیطان شدند .

به راستی که در کشور شیعه  چنین جسارت هایی باید به شدت برخورد شود .

فوکویاما نقشه دشمنان اسلام را خیلی خوب مطرح کرد او می داند که سکوی پرتاب شیعه و پرواز در اوج آن همواره به دو بال حسینی و مهدوی بستگی دارد و این است که هتک حرمت به دیگر اهل بیت با هدف ضربه زدن به بزرگترین سرمایه شیعیان اغاز شد .

شجره طیبه راه سعادت شیعیان است اگر ما در برابر این بی حرمتی ها ارام بنشینیم چه فرقی است میان ما و اهل کوفه در برابر عاشورا سکوت اختیار کردند .  قلبمان درد میاید از این همه ظلم و جور و تنها روزنه امید ظهور است که ما را برای اینده سبز مهدوی امید وار کرده . خدایا ظهور  حضرت حجت را هر چه زود تر تعجیل بی انداز.

خدایا امام هادی امام مظلوم ما شیعیان است به برکت وجود این عظیم الشان  دشمنان اهل بیت را به سزای اعمالشان برسان .


درادامه می خواستم وبلاگی رو به شما معرفی کنم که یاران امام غریب، برای مظلومیت این امام در فضای مجازی فعالیتی  و در راستای این اهانت های اخیر انجام دادند .//

وبلاگ وای بر هتاکین



 

تمام قد به احترام خمینی

باید حتما 14 خرداد شود تا من یادم بیاید امامی هم بوده...
چه زود فراموش کرده ایم رهبر مان را
چه زود فراموش کردیم امام مان را
چه زود یادمان رفت خمینی را
خمینی را فقط با نام های تکرای شناخته ایم
از خمینی فقط "بنیانگزار انقلاب" و یا "رهبر کبیر انقلاب" به یادگار مانده است
اما خمینی فراتر از این نام هاست.
وقتی نگاهی کوتاه و گذرا به وصیت نامه سیاسی خمینی می اندازی، تازه می فهمی خمینی(ره) خیلی فراتر از یک رهبر بوده
خمینی یک آینده نگر بوده
بعد از گذشت بیست و سه سال از رحلت آن مرد بزرگ وقتی امروز به  وصیت نامه اش نگاه می کنیم طراوت و تازگی را در لابه لای صفحاتش حس می کنیم
گویا خمینی نوشته، برای امروز من و تو...
برای امروز که سخنان او را مانند فانوسی در دست گیریم و در بیابان جهل و ظلمت روزگار دوشادوش "علی زمان" آهسته گام برداریم
حرف بس است.
بخوانیم با هم گوشه ای از توصیه های خمینی را به ملت ایران...

"اینجانب هیچگاه نگفته و نمی‌گویم كه امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می‌شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی‌انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمی‌كنند؛ ‌لكن عرض می‌كنم كه قوه مقننه و قضاییه و اجراییه با زحمات جانفرسا كوشش در اسلامی كردن این كشور می‌كنند و ملتِ دهها میلیونی نیز طرفدار و مددكار آنان هستند؛ و اگر این اقلیت اشكالتراش و كارشكن به كمك بشتابند، تحقق این آمال آسانتر و سریعتر خواهد بود. و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده میلیونی بیدار شده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است، آمال انسانی ـ اسلامی به خواست خداوند متعال جامه عمل به طور چشمگیر خواهد پوشید و كجروان و اشكالتراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت كنند.

من با جرأت مدعی هستم كه ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله  ـ  و كوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی ـ صلوات الله و سلامه علیهما ـ می‌باشند. آن حجاز كه در عهد رسول الله ـ صلی الله علیه وآله ـ  مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمی‌كردند و با بهانه‌هایی به جبهه نمی‌رفتند، كه خداوند تعالی در سوره «توبه» با آیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است. و آنقدر به ایشان دروغ بستند كه به حسب نقل در منبر به آنان نفرین فرمودند. و آن اهل عراق و كوفه كه با امیرالمؤمنین آنقدر بدرفتاری كردند و از اطاعتش سر باز زدند كه شكایات آن حضرت از آنان در كتب نقل و تاریخ معروف است. و آن مسلمانان عراق و كوفه كه با سیدالشهدا ـ علیه السلام ـ آن شد كه شد. و آنان كه درشهادت دستْ آلوده نكردند، یا گریختند از معركه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد. اما امروز می‌بینیم كه ملت ایران از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبهه‌ها و مردم پشت جبهه‌ها، با كمال شوق و اشتیاق چه فداكاریها می‌كنند و چه حماسه‌ها می‌آفرینند. و می‌بینیم كه مردم محترم سراسر كشور چه كمكهای ارزنده می‌كنند. و می‌بینیم كه بازماندگان شهدا و آسیب‌دیدگان جنگ و متعلقان آنان با چهره‌های حماسه آفرین و گفتار و كرداری مشتاقانه و اطمینان‌بخش با ما و شما روبه‌رو می‌شوند. و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان . در صورتی كه نه در محضر مبارك رسول اكرم ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ هستند، و نه در محضر امام معصوم ـ صلوات الله علیه ـ. و انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است. و این رمز موفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است. و اسلام باید افتخار كند كه چنین فرزندانی تربیت نموده، و ما همه  مفتخریم كه در چنین عصری در پیشگاه چنین ملتی می‌باشیم ."

باید برای من و تو افتخار باشد که خمینی ما را از ملت زمان رسول الله برتر می داند

باید حواسمان باشد که قدر خودمان را بدانیم

و باید مراقب باشیم و نگذاریم که وصیت امام روی زمین بماند
"نگذارید انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیفتد"
به احترام امام تمام قد قیام می کنیم و دست بر روی سینه بر محضر مبارک سلام و درود نثار می کنیم
السلام علیک یا روح الله


دوم خرداد ادامه ثروت اندوزی دوران سازندگی

بسم الله

         محمد خاتمی و یارانش که به دوم خردادی ها مشهور شدند در زمانی روی کار آمدند که دولت سازندگی داشت بار و بنه رو می بست و می رفت اما همچنان نگران موقعیت و جایگاه خود بود که به چه صورت آن را به تصویب برساند.

بابت همین امر مهره های مورد توجه  دولت سازندگی در دولت اصلاحات یا همان دوم خردادی ها وارد شدند تا پایگاه ثروتی، رانت خواری و .......... نیز در این دولت هم راه اندازی شود.

اما این موضوع به همین جا ختم نشد و یاران دوم خرداد همراه با پر کردن جیب هایشان سعی داشتند تا با اسلام و دین مردم به طور نرم مقابله کنند تا به اهداف روسای غربی خود دست یابند یعنی در مقابل مقدسات آنان بایستند و اعمالی مانند بی حجابی و غربگرایی را در بین جوانان ترویج دهند.
البته دولت اصلاحات جهانی شدن را در قالب گفتمان معرفی کرد و این را در نظر نداشت که جهانی شدن رویکردی است که در باب تکنولوژی و ارتباطات و.......... بدست می آید، در همین جا بود که شیوه فلسفی صحبت کردن بین دولتمردان شکل گرفت اما ناگفته نماند که همین امر باعث شد تا روسای دولت از مردم فاصله بگیرند و در جنگ با مردم قدم بگذارند شاید بتوان گفت که نه جنگ با مردم آغاز نشد بلکه دولتمردان در جنگ با عقاید آنان برخواستند که همان محاربه با اسلام و مسلمان است  و با روی کار آمدن افرادی مثل مهاجرانی، کدیور و سروش و .... به طور علنی جنگ بین اسلام  و دوم خرداد شکل گرفت.


اکنون که چند سالی است از آن ماجرا ها می گذرد و بصیرت مردم انقلابی باعث شد تا آن روی قبای شکلاتی مشخص شود دیگر حنای خاتمی رنگی ندارد و همگان متوجه شدند که او برای چه آمده بود و چه میخواست و همه به چشم دیدند که خاتمی و دوم خردادش چگونه در مقابل رای 24 میلیونی مردم ایستاد و آن را به مسخره گرفت و فریاد تقلب را سر داد.
این بار نیز خاتمی میخواهد خود را مبرا از دوم خردادش بداند و طبل جدایی از اصلاحات را می نوازد  اما باید گفت که بر هیچ فردی ظلمی که خاتمی و بنیاد بارانش و دوم خردادش و اصلاحاتش به مردم کرد پوشیده نیست و دیگر هیچ کس اجازه فعالیت مجدد به او را نمی دهد.


شهید گواهی بر پیروزی نهایی مردم بحرین

بسم رب الحسین

حسین (ع) خالق عاشورا است خالق راهی به نام  شهادت . شهید کسی است گواه بر شیرینی  حقیقت زندگی  که همان من عرف النفس و من عرف رب است . به راستی که او نا دیدنی های جهان را در اوج نگاه خداوندیش چنان نظاره می کند که نور تعالی در تک تک عناصر عالم حیات نمایان میشود .
در هر قیامی نماد حقیقت شهیدانی هستند که سرمایه بی پایان خویش را فدای هدف مبارکی می کنند و گواهی می شوند بر درستی مسیر برای دیگر هم مسیران . انقلاب 57 ایران همان وعده حضرت خاتم بود که از قوم سلمان قیام اخرالزمان شکل خواهد گرفت شهید جلوه تمام عیار حقیقت راه انقلاب ایران بود نشانی الهی برای انکه به همه  جهانیان ثابت بشود که حضرت اباعبدالله راهی را گشود که هیج مظلومی حق پذیرفتن ظلم را ندارد و باید برای هدف خویش قیام کند .

ظالم تیغ خویش را بر روی رگ های مظلوم می گشاید و رود خانه خون را در کف خیابان های شهر جاری می سازد و به گمان خویش با کشتن می شود بار خود را سبک کند ولی افسوس که این خون برکتی دارد به اندازه اب زمزم که هزاران سال است می جوشد و رنگ بی برکتی را نیز به خود نیدیده است .
بحرین مردمی دارد پیرو راه انقلاب ایران . هزاران مظلوم که برای برپایی پرچم حق سینه خویش را سپر کرده اند و در برابر سربازانی ایستاده اند که یک پای خویش را بر روی کلام الله گذاشته و دیگر پایشان را بر اوار مساجد تخریب شده . چنان ظلمی به مردم روا می شود که حیوان با حیوانی  دیگر این چنین نمی کند . ال سعود و ال خلیفه فقط تیر میشناسند و قتل عام مردم . همین است و بس . زنان و مردان غیور بحرین برای دفاع از  اسلام و قرآن دهها شهید داده اند و صدها مجروح و جز خدای متعال کسی را به یاری نطلبیده اند . ایمان امروز مردم بحرین به برکت خون همان شهداست . ایمان چراغی افروخته بر سقف خانه دل است که به برکت وجود این فرشتگان خاکی می سوزد . شهادت موهبت الهی است به بشر  برای سعادت خویش و چه زیبا فرمود مولایم خامنه ای که شهیدان ستارگانی هستند که می توان راه را با آنها پیدا کرد .