خاندان هاشمی و زحمات فرا"مرز"ی

بسمه تعالی

      در خبرها آمده است که اخیراً باز هم خاندان فخیمه هاشمی (که خیلی برای این مملکت تلاش کرده و حتی یک نفرشان به نام مهدی هاشمی الان در لندن دارد غم غربت را تحمل می کند تا من و شما راحت باشیم!) تعداد زیادی مسافرت به این طرف و آن طرف رفته اند. به عنوان مثال:
"مهدی هاشمی که به‌تازگی از لندن به امارات رفته بود، در ترکیه به خانواده خود ملحق شده است. قرار بود در این سفر عفت مرعشی (همسر آقای اکبر هاشمی رفسنجانی) نیز آنان را همراهی کند اما بنا به برخی دلایل به این سفر نرفته است."
همچنین در میان این خبرها آمده است:
"محمد لاهوتی (داماد فاطمه هاشمی) نیز به فرانسه عزیمت کرده است.
همچنین سارا لاهوتی (دختر فاطمه هاشمی) چند روز قبل همراه فرزندش به امارات رفت. وی چند هفته قبل نیز برای خرید منزل مسکونی به امارات رفته بود."
 واز سوی دیگر نیز گفته شده است که:
حسن هاشمی که همراه خانواده، فرزندان و عروس خود در استرالیا به‌سر می‌برد، روز سه‌شنبه به تهران بازگشته است.
یاسر هاشمی نیز در همین روز (سه‌شنبه 23/6/89) به همراه خانواده‌اش، تهران را به مقصد امارات ترک کرد.
همچنین فؤاد هاشمی (فرزند مهدی هاشمی) که اوایل شهریور ماه به امارات رفته بود، روز یکشنبه هفته جاری (21/6/89) به ایران بازگشت."
حالا وسط این همه شلوغی و بگیر و ببند و تلاش های فرا"مرز"ی خاندان فخیمه هاشمی، عده ای هنوز می پرسند که محاکمه مهدی هاشمی چی شد؟!!!
آخر این چه عادتی است که ما داریم؟ گیرم که مهدی هاشمی تحت تعقیب قانون باشد و حکم جلبش صادر شده باشد و از مملکت نیز متواری شده باشد اما این دلیل نمی شود که زحماتش را نادیده بگیریم.
بقیه اعضای این خاندان هم اینگونه هستند و دائم به خارج سفر می کنند تا برای ما مستضعفان عزیز جانفشانی کنند.
این ها می روند ترکیه و امارات و لندن و هزار جای بد آب و هوای دیگر! تا مستضعفانی که حسرت یک سفر دو روزه به مشهد، مانده گوشه دلشان به راحتی بتوانند با شرایط خود کنار آمده و واقعیت ها را قبول کنند.
خاندان فخیمه هاشمی هزینه این سفرها را هم از محل فروش پسته های باغ آبا و اجدادی خود می دهد که البته خیلی برکت دارد و ثروت های آنچنانی برایشان فراهم کرده (که فضولی اش به ما نیامده).
به راستی چه عاملی باعث می شود تا کسانی همچون اعضای این خاندان همچنان به تاخت و تاز و قانون شکنی ادامه داده و منشأ جمع شدن ثروت خود را اعلام ننمایند؟
شاید یکی از دلایل آن مظلوم نمائی های پی در پی باشد که وقتی با اعمال نفوذ و بسیاری موارد دیگر تلفیق می شود، به همین آشی تبدیل می گردد که الان پیش روی من و شماست!
آیا واقعا تک تک اعضای این خاندان فخیمه، اینقدر از نظر مناسبات جهانی مهم و تأثیرگذار هستند که باید دائم به ممالک مختلف سفر کنند؟ یا شاید هم به تفریحات موجود در ممالک دیگر نیاز دارند!
در هر صورت زحمات فرا"مرز"ی خاندان هاشمی دارد بدجوری علامت سوال می شود برای خیلی از افراد و ممکن است آخر سر همه بچه ها و نوه های موجود در آن مجبور شوند به صورت دسته جمعی جهت زحمت کشیدن! بروند لندن.
خلاصه از بنده گفتن بود . . . .

سلام اکبر آقا ،حال و احوالت چه طوره..؟؟

بسمه تعالی

سلام اکبر آقا ،حال و احوالت چه طوره..؟؟
دیشب بعد از یه عمر انتظارو غربت حاصل از غم رحلت حضرت امام «ره » خواب ایشان را دیدم حضرت امام گفت که برو به هاشمی  بگو....
اولش بگم امام خیل شاکی بود و حسابی از چهره اش عصبانیت می بارید و می گفت که انگار قرار نبوده خواب شخصی ات را برا همه تعریف کنی،شاکی بود که چرا حالا که تعریف کردی کل صحبت هایش را نگفتی ؟ چرا از دلیل اصلی نگرانیش برای انقلاب که دنیا زدگی و حب مقام جنابعالی و هم کیشان  بوده فقط به نگران بودن امام از حال حاضر و کمک های بیشتر از دوران حیاتش بسنده کردی ، امام میگفت مگر من به تو نگفتم که پیروی از ولایت فقیه من وخامنه ای نمی شناسد اگرتو ولایت مداری پس چرا این را نقل نکردی ، چرا نگفتی من درباره فرزندانت چه گفتم ، چرا نگفتی در پاسخ سوالت درباره شفاعت گفتم شفاعت ما به ضد ولایت و منافق نمی رسه ، چرا ازتشرهایم درباره مسائل بعد از انتخابات و بچه بازی های فتنه گون خود هم کیشانت چیزی نگفتی ..؟
 آنقدر ترسیده بودم که ناگهان از خواب پریدم در حالی که از ترس به خود می لزیدم و سرا پایم از عرق خیس شده بود.
راستی جناب آقای هاشمی چرا خواب عتاب آلود امام را خوش وبش دوستانه نمایش دادی...؟؟
چرا اصلاَ خواب را مایه بهره برداری کردی ..؟؟ آهان راستی شما در این امر با تجربه اید،سبقه این خواب ها به سال 84 می رسد ، (همان خواب معروف کروبی ) و فکرمی کنم بعد از این آقایان موسوی ، کروبی ، خاتمی و ... خواب امام را ببیند که با آنها درد دل می کند و ار آنها می خواهد انقلاب را به دست نامحرمان ندهند.
راستی جناب آقای هاشمی میخواستم بپرسم چرا بجای عبرت گیری از یک تکه  خواب  ، از سیره اما م استفاده نمی کنید.که یادم آمد شما باسیره امام مشکل اساسی دارید و فقط به سابقه و شجره رفاقت باامام می نازید.
راستی چرا شما با آن همه هوش و زکاوت دست به دامن خواب شده اید ...؟؟
البته با این هوش و زکاوت بعید نیست شما دست به دامن رمال و فال گیر و جادوگر و ... هم بشوید.
خب آقای هاشمی دیگر پر چانگی بس است ولی امیدوارم اگر خواب  امام زمان « ره » را دیدی مطالب آن  را گزینش نکنی چون در حکومت ایشان حقوق مصف محفوظ است و احتمالا شما با این همه ویرایش در خبر، مجرم شوید.


       

مبادا ما نیز ابوموسی شویم ...

بسم رب الحسين (عليه السلام)

      های کور دلان پست که زمین از شما جز لاشه ای متعفن به دوش نمیکشد. شما از نسل آن سیاه دلانی هستید که قرآن بر سر نیزه کردند، هم آنان که نه کتاب را، که قرآن ناطق را، خون خدا را بر سر نیزه کردند. عجب نیست! شما ملعونین همیشه ی تاریخید، همین بس که هرگز شما را راهی برای بازگشت نخواهد بود.
بسوزانید! خود را بسوزانید! هستی خود رابسوزانید و بر زیر پا بیفکنید.
از قوم سیاه پشت قاصبی که جز بهانه های واهی هیچ نمیفهمند جز خود سوزی  بر نمی آید.
شما از ابناء سیاه بخت آن ظالمانی هستید که از طلوع تا غروب آفتاب هفتاد پیامبر میکشته اند. خود سوزی کنید که قرآن حی است که صاحبش حی است که از پشت ابراهیم خلیل علیه السلام است که برای پدرانتان توبه کرد اما عذابی بازگشت ناپذیر به درکی اسفل واصلشان کرد وشما ناکسان و قاصبان نیز درانتظار عذابی غیر مردود باشید.
 ای اهل مغفرت غفار نباش اينهمه، براین حاربان و گمراهان. 
کاش رحمتت اینهمه واسعه نبود تا تورا جهرة به صاعقه ای میدیدند و به درک واصل میشدند. تا آنان که هرروز فتنه ای تازه را طرح میریزند تا دین تورا و کتاب تو را و پیامبرت را زیر سؤال برند به کمتر از  آنی از غضب تو، بدترین جایگاه ها میشد منزلگاه ابدشان.

آیا زمان آن نرسیده که قرآن حی ات به نظاره ای این بساط عنکبوتی صهیون را از ریشه بر کند؟

 ای اهل جود و جبروت این شجره ی خبیثه در همه ی عالم ریشه دوانده و شرق و غرب عالم را به  بهانه ی وعده های واهی اجداد کفتار صفتش به خاک و خون کشیده.
آتش گداخته بر دل پیامبر مهرت و امتش افکنده پروردگار!
 اینان پرورده ی دستان رحمت تو نیستند ، مربي اینان شیطان است که اینگونه پرده دری میکنند
حرف دیروز و امروز نیست ! اين داغ 1400 ساله است ...
حرف خون توست بر سر نیزه و حال کتاب تو اربا اربا...
 فریاد بر می آوریم که حرب لمن حاربکم
و در انتظار وعده ی مبارک توایم که ان الارض یرثها عبادی الصالحون.
یا اهل العالم دیروز قرآن بر سر نیزه کردند حاربان امیر عشق و هم آنان حاربان قرآن بودند و امروز تیره روزان پست تر از اجداد  مطرود شان زخم بر دل مسلمین میزنند و مصحف شریف را...
اینان پسران آن روباه صفت ملعون "عمروعاص" هستند. مباد ما" لشکر" فریب خورده ای شویم که خون به دل امیرشان کردند! مباد فریب مکر دستهای پشت پرده ی  آن گرگ خونخوار را بخوریم و یادمان برود قرآن ناطق را...مباد ما نیز ابوموسی شویم ...




اصلش میخواستم ببینم فدایی میخواهی؟

بسم رب الحسین (علیه السلام)
 از صبح با صدای بغض آلودت سخنها گفته ام. از صبح امروز ِ عید که اقتدار اشکت کوبنده تر از هزار فریاد رسا بود، از صبح امروز که مظلوم تر شده بودی از پیش و مقتدر تر، از عطش من که پی شنیدن صدایت خیره بودند چشمانم به بلندگویی که نه تصویری داشت و نه صدای رسایی… قربان صدقه ات میرفتم از همان واسطه و فاصله. آری فاش میگویم و از گفته ی خود دلشادم…که قربان صدقه ات میرفتم آنهم با صدای بلند!!

انگار واژه ها شرم دارند از روی ماهت که همدیگر را تعارف میکنند به باریدن!

آخ آقا نمیدانی چه کیفی دارد آقایی چون تو داشتن…نمیدانی چه کیفی میدهد اقتدا کردن به ره بری چون راه برم! نمیدانی که… نمیدانند که…

نمیدانی چه قدر شور انگیز است سکوت و تنها شنیدن صدایت که

" سبح اسم ربک الاعلی"…

خنده دار بودم که از میانه ی آنهمه صدا میان هر قنوت پی شنیدن " الله اکبر"ت بودم!

اگر بدانی چه صفایی دارد؟…

اگر بدانی چقدر عطشان شنیدن فاسعو الی ذکر الله  نماز جمعه ات بودم…

اصلش را بگویم که اینها چیست که به هم میبافم؟! ارادت نامه است آقا!

اصلش میخواستم ببینم فدایی میخواهی؟

اصلش میخواستم پز بدهم که امروزعیدانه ام اقتدای نماز عید بوده به ره برم! به آقای آقایم!به سید حسینی ام! همین!


شریح قاضی و شیخ اصلاحات

بسمه تعالی

    حوادث ناب تاریخ و شخصیت های تاریخی فراموش شدنی نیستند، زیرا در حال و آینده تاریخ را در تکرار زمان تجربه می کنیم. یکی از شخصیت هایی که باید پرونده او را در تاریخ اسلام نگاه کنیم شخصیتی به نام شریح قاضی است.
روز قدس آمد و رفت و باز شیخ اصلاحات دماغ سوخته تر شد. آخر، همه طرفدارانش را دعوت کرده بود به خیابان و اتفاقا توصیه کرده بود که در جلوی چشم اینها(راهپیمایان روز قدس) روزه خواری نکنید تا بهانه ای بدست نگیرند، و شعار را هم گذاشته بود «هم غزه، هم لبنان، جانم فدای ایران»؛ بگذریم از اینکه ایشان بجد طرفدار تئوری مکتب ایرانی است اما ظاهرا طرفداران ایشان روزه خواری را ترجیح داده بودند به حضور و ایندفعه هم دماغ سوختگی شیخ را در عدم ولایت پذیریشان نشان دادند.
نمی دانم چرا این شیخ زحمت کشیده و برگشته از انقلاب، از زحمات شریح قاضی به اسلام و برگشت از ولایت و اسلام او عبرتی نمی گیرد. نکند تناسخ هندوها درست باشد و شریح قاضی در این شیخ حلول کرده باشد. البته تناسخ که درست نیست، ولی عجب این دوتا به هم شبیه اند.
شریح قاضی را که می شناسید، همون قاضی ای که امیرالمومنین علیه السلام آمد پیشش و گفت که زره من در دست این مسیحی است و شریح به عدالت رفتار کرد و گفت چون شما شاهد نداری نمی توانم این زره را به شما بدهم. بگذریم از اینکه هیچ تعریفی از امیرالمومنین در مدح شریح وجود ندارد اما خیلی دیر نشد که شریح در مسند قضاوتِ قاضی القضات کوفه، حکم به قتل حسین بن علی علیه السلام بخاطر مخالفت با امیر یزید بن معاویه داد.
اشتباه نکنید و حواستان باشد که شریح قاضی برای خودش آیت اللهی بود، که البته از ترس مسند و آبرو و یک مقدار سُسِ ثروت، درک الأسفل فی النار شد. راستی بصیرت این آیت الله بیشتر بود یا غلام سیاه امام حسین؛ راستی آقای علی مطهری بصیرت بسیجی های خاک و خولی بیشتر بود یا آنها که در قم نشسته اند؛ اضافه کنم، دست شریح به شهادت طفلان مسلم هم آلوده ست.
شیخ اصلاحات هم که از اوایل انقلاب بصورت افراطی در همه صحنه ها حضور داشت خصوصا کشتار ایرانیان در حج خونین، امروز افراطش را با صلاحدید اطرافیان اصلاح طلبش به حد اعلی رسونده و از خیال پنداری در مورد انواع تجاوز گرفته تا دعوت به عدم روزه خواری در روز قدس در کارنامه اعمال ثبت کرده. بیچاره شیخ نه مریدان فرمانش برند و نه قدیمان با او یاری کنند.



حضرات پشت بام نشین بخوانند

بسمه تعالی

قدیانی معصوم نیست اما یک جهادگر است ...

حضرات پشت بام نشین بخوانند:
یادمان هست، یاد شما چطور؟ فتنه به پا کرده بودند هر چند هنوز هم کراهت دارید از اینکه اصطلاح فتنه را به کار ببرید. بگذریم از این سخنان که گفتنش یعنی خون دل خوردن و آه کشیدن و حسرت بردن و حرف بیهوده خواندن در گوش هائی که سالهاست ناشنوایند و نان به نرخ روز میل می فرمایند.
حرف اصلی این نوشتار، حسین قدیانی است. همان کسی که وقتی همه مدعیان و استوانه ها و آقازاده ها زبان در کام گرفته بودند و جرأت سخن گفتن نداشتند، آمد وسط میدان و  از آبروی خودش و آبروی پدر شهیدش خرج کرد تا نیات پلید مدعیان دروغ بزرگ تقلب را آشکار کند.
البته حسین قدیانی شق القمر نکرده بود. آبروی یک شهید مستضعف جنوب شهری که اموال آقازاده های لندن نشین و لابی های کوچک و بزرگ نیست که ارزش داشته باشد! حساب های بانکی آقازاده ها حتی وقتی حکم جلبشان صادر می شود حکم آبروی نظام را دارد ولی عزت و آبروی شهیدی که خون گرمش خاک وطن را سراب کرده است به درد همان وقتی هدر شدن می خورد!
آن که خون شهید بود و برای حضرات بی ارزش است. حسین قدیانی که فرزند شهید  است و موی دماغ بعضی ها و در نتیجه اصلاً هیچی نیست. باید له بشود. باید وبلاگش مسدود و هک و . . . شود. آبرویش ریخته گردد و بلائی به سرش بیاید که دیگر کسی برایش تره هم خورد نکند.
حسین قدیانی معصوم نیست، گاهی تند می رود و گاهی هم کند. گاهی زیادی می کوبد و گاهی کم اما هر چه باشد مجاهد است. جهاد می کند در راهی که کمتر کسی جرأتش را داشت و دارد.
حالا جمع شده ایم دور هم. دوستان سابق حسین قدیانی و  دشمنان همیشگی حق و حقیقت کنار هم هستیم! داریم می کوبیم این مجاهد فی سبیل الله را. . .
به کجا می خواهیم برسیم؟ قرار است کدام کار مثبت را انجام دهیم؟ حسین قدیانی خطا کرده است؟ یعنی ما خطا نکردیم؟ ما جلوی دشمن کم نیاوردیم؟ کوتاه نامدیم؟ اگر کوتاه نیامدیم پس چطور خیال خام تضعیف رهبر را در سر پروراندند؟ چرا فضای رسانه ای برای اعلام نام شهدای بسیجی در جریان اغتشاشات نامساعد شد؟
ما هم خطا کردیم. من و شمای منتقد حسین قدیانی هم خطاهای بسیار کرده ایم. حالا جرم او چیست؟ چون توی خط و باند و گروه و لابی من و ما نیست باید بکوبیمش؟ باید او را له کنیم؟
مگر ما چندتا حسین قدیانی داریم؟
نه این رسمش نیست. اگر یک برادر خطائی از برادرش دید نمی رود سر کوچه و توی گذر آنچه را که دیده فریاد بزند. قرار نیست غریبه ها  بدانند خطای برادرمان چیست شاید اصلا خطائی در کار نبوده است. گوش نامحرم لایق شنیدن خیلی از حرف ها نیست.
بر فرض اگر قدیانی اشتباهی کرده است راه چاره اش این نیست که پیش چشمان نامحرمان و دشمنان قسم خورده اسلام عزیز و ایران سرافراز از ایرادات او بگوئیم. راهش این نیست که دل های دشمن را شاد کنیم تا حسادتمان را به حسین قدیانی تسلی دهیم.
باید آرام و برادرانمه زیر غلط های املا و انشای او خط بکشیم و آرام برایش توضیح دهیم که اگر مشفقانه با برادرمان سخن نگوئیم با چه کسی مهربانی کنیم؟
آری حسین قدیانی معصوم نیست اما جهادگر است و به همین علت باید او را ستود و قبولش کرد کما اینکه هیچ کدام از ما که خود را دلسوز انقلاب می دانیم هم بی نقص و کامل نیستیم . . .



فوری/آجرها و بتن سرطان زا در نیروگاه اتمی بوشهر

بسمه تعالی
متأسفانه یک حقیقت مهم از همه ایرانیان و بلکه از تمامی مردم جهان پنهان شده است که دانستنش برای سلامتی همگان مهم و ضروری است.
آنچه تاکنون پنهان مانده است، سرطان زا بودن آجرهای مورد استفاده در نیروگاه تولید برق اتمی بوشهر است.
همه می دانیم که این نیروگاه حاصل بیش از سی سال پایداری اقشار مختلف ملت ایران است. حاصل پایداری های کسانی است که در روزهای انقلاب ایستادند و از کیان دین و میهن دفاع کردند.
نیروگاه تولید برق اتمی بوشهر حاصل غیرت همه کسانی است که روز 12 فروردین 1358 به جمهوری اسلامی ایران رأی آری دادند.
این نیروگاه نتیجه جانفشانی کسانی است که در مقابل آشوبگران و تجزیه طلبان و تفاله های بازمانده از سلطنت منحوس پهلوی ایستادند و نگذاشتند کمترین آسیبی به یکپارچگی خاک پاک میهنمان وارد آید.
نیروگاه اتمی بوشهر حاصل خون شهدای هشت سال دفاع مقدس است که ایستادند و مردانه ایستادند تا دنیا باور کند که جمهوری اسلامی ایران از جوانان متولد شده در سلطنت پهلوی کسانی را ساخته است که تاریخ را عوض می کنند و آینده جهان را به مدد لطف الهی معین می نمایند.
نیروگاه اتمی بوشهر تیجه قبول سختی ها و تنگناهای اقتصادی و اجتماعی گوناگون از سوی اقشار مستضعف کشورمان است که ساخته شد تا مقاومتمان را در هم بشکند اما خم به ابروی همان مستضعفان نیامد تا سیلی دیگری در گوش بدخواهان اسلام عزیز و ایران سرافراز بخورد.
نیروگاه اتمی بوشهر حاصل جسارت ملتی است که رکورد شرکت در انتخابات یک جمهوری 31 ساله را در دنیا به نام خود ثبت کرد و حماسه حضور چهل میلیونی روز 22 خرداد 1388 را رقم زد.
با این اوصاف اما آجرها و بتون های این نیروگاه سرطان زاست . . . به همین سبب ورود کلیه حکام وابسته عرب حاشیه خلیج همیشه فارس به این نیروگاه ممنوع است چون ممکن است با دیدن پیشرفت ملت ایران سرطان بخل و حسادتشان بالا بگیرد و همانجا بیفتند و بمیرند.
دیوارهای ساخته شده با این مصالح سرطان زا برای خودفروختگان داخلی هم خطرناک است که اگر طرف آن بیایند ممکن است یاد ناتوانی اربابان آمریکائی و انگلیسی و صهیونیست خود بیفتند که در مقابل اراده آهنین ملت مسلمان ایران هیچ غلطی نتوانستند بکنند.
مصالح ساختمانی به کار رفته در این نیروگاه برای آنها که خود را ابرقدرت و صاحب اختیار کل دنیا میدانند هم خیلی خیلی سرطان زاست. البته این ها اگر به نیروگاه اتمی بوشهر بیایند یقیناً سرطان چشم خواهند گرفت! و چشمانشان از حدقه در خواهد آمد (تا کور شود هر آنکه نتواند دید)
اصولاً همه آنچه در نیروگاه انرژی اتمی بوشهر وجود دارد برای فتنه گران داخلی هم ایجاد سرطان می کند. البته بعضی هایشان گویا خودشان سرطانی خاص دارند(البته به هیچ عنوان منظورم شیخ مهدی کروبی نیست) اما بعضی های دیگرشان که "چیز" یعنی سرطان ندارند هم دست کمی از سرطان گرفته ها ندارند ولی در هر صورت اگر خواستند مثلاً برای گفتگوی تمدن ها یا هر مورد دیگری به سمت آن نیرووگاه بروند یا اگر خواستند مانند خانم زهرا رهنورد تئوری های قشنگ قشنگ بدهند در مورد آن نیروگاه می توانند بیایند و بازدید کنند ولی فردای روزگار که سرطان قلب گرفتند گناهش گردن خودشان است! آخر وسائل این نیروگاه باعث ایجاد حسادت در قلب های مریض می شود و کلاً اثر بدی روی فتنه گران دارد. حالا این فتنه گران از هر جنسی باشند فرقی نمی کند.